فریدون قارئی، اطلاع رسانی استان گلستان (eGolestan.com)، گنبد
مقارن ساعت ۱۳و ۲۴دقيقه يك فروند هواپيماي نظامي C-130به شماره پرواز ۵۱۴با ۹۲سرنشين نظامي وغيرنظامي جهتانجام ماموريت عازم شهرستان بندرعباس شد. اين هواپيما پس از پرواز ازباند فرودگاه مهرآباد تهران و قريب به هشت دقيقه طي مسير، در ادامه پرواز دچارنقص فني در سيستم موتورشد وخلبان به قصد فرود اضطراري در مسير باند فرودگاه مهرآباد ارتفاع خود را كم كرد كه در همين زمان به بلوك شماره ۵۲ساختمان ۱۰طبقه واقع در شهرك توحيد (حومه جنوب غربي تهران) اصابت و متاسفانه سقوط كرد. دراين حادثه كليه سرنشينان هواپيما (شامل خلبان،گروه پرواز، خبرنگاران نظامي و غيرنظامي، افسران و درجه داران) كشته و حداقل ۱۰نفر از هموطنان عزيزي كه در محل سقوط هواپيما ساكن يا حضور داشتهاند نيز كشته شدهاند. به گفته شاهدان عینی این حادثه حتی یک قطعه یک متری نیز از هواپیما به جای نمانده است .
چه عبرتها زياد و عبرت پذير كم
متاسفانه هر از چند گاهی در کشور عزیزمان ایران همه نوع حوادث به وقوع می پیوندد در دوره و ایام آن حادثه نظر همه مسئولان و رسانه ها به این حوادث جلب می شود اما با سپری شدن این ایام گویا همه چیز تمام شده و به دیده فراموش می نهد و روز از نو و روزی از نوع شروع میشود.
این حادثه گذشت مثل حوادث قبلی مثل سقوط هواپیمای یاک چهل و هواپیمای مسافربری سقوط کرده در کرمانشاه مثل سیل های عظیم و دنباله دار استان گلستان مثل زلزله بم مثل تصادفات روزانه و کشته شدن ده ها هموطن بی گناه در جاده های کشور مثل حادثه قطار نیشابور و... آیا نباید راهکاری برای اینگونه حوادث سریال(دنباله دار) پیدا شود؟ آیا فقط ستاد بزرگداشت برای از دست رفتگان حوادثی اینچنینی کافی است؟ آیا پیام تسلیت به داغ دیدگان ماجرا و احتمالا حمایت های مالی از بازماندگان چاره ی کار است؟ آیا از حوادثی اینچنینی نباید پند و اندرز بگیریم و خود را در مقابله با اینچنین حوادث ایمن کنیم؟ پاسخ دوقلوهاي سه ساله كوثر و سوگند ها را که خواهد داد؟
آیا نباید برای جلوگیری از این حوادث راه هایی بیاندیشیم و عملی کنیم؟ حوادثی که با پیگیری مطمئنا قابل پیشگیری هستند اما کو؟ کجاست کسی که صادقانه برای پیشگیری از این حوادث تلاش کند اگر هم بوده بسیار ناچیز بوده و با کار و تلاش چند تن به جایی نخواهیم رسید، چراکه برای این منظور بسیج و اراده ای فراگیرملزوم است.
چشم هایمان را باز کنیم آیا این همه حوادث ناگوار کافی نیست؟ حوادثی که می شود با پیگیری و سوزاندن ریشه های اشتباهات مکرر به سادگی از وقوعش جلوگیری کرد. آیا در مورد حادثه امروز نمی شد پیشگیری کرد؟ آیا استفاده از هواپیماهای دسته چندم و از کارافتاده ی کشورهای خارجی بازی با جان بی گناه مردم نیست؟ عزیزی که شناختی در مورد این نوع هواپیما داشت میگفت اگر این هواپیما سقوط نمی کرد جای تعجب داشت.
آیا نمی توان حوادث رانندگی کشور را که روزانه ده ها خانوار را در اقصی نقاط کشور داغدار میکند جلویش را گرفت؟ آیا نمی توان خودروهای دارای استانداردهای حداقل جهانی تولید کرد که از شدت حوادث رانندگی بکاهد؟ آیا نمی توان جاده های کشور را مطابق با استاندارهای جهانی ساختمان کرد تا دیگر کمتر شاهد حوادثی اینچنینی باشیم؟
آیا نمیشد از سیل های مکرر استان گلستان جلوگیری کرد؟ آیا باید به چند تخته چادر و اسکان حادثه دیدهگان اینچنینی و وام های بدون بهره بسنده کرد؟
آیا نمی شود از ساخت و سازهای غیر استاندارد که با اندک لرزشه زمین فرو میریزد با اینکه کشور ایران از قدیم الایام با این حوادث مانوس بوده جلوگیری کرد؟ کشوری مشابه و مانندمان ژاپن نبود که با پیگیری ، ممارست و تلاش صادقانه تعداد کشته شدگان در مقابل زمین لرزه های عظیم را به صفر نیل داد؟
تمامی روز ها بعد از زلزله بم ، بزرگترین زلزله ای که به چشم خودم دیدم ، تبعات و مشکلات جبران ناپذیر آن برای مردم آن منطقه را دیدم ، دیگر حادثه ای نیست که فکرم رو زیاد مشغول کنه دیگر سیل های گلستان رو هم فراموش کردم سانحه ای که برای نمایندگان از دست رفته مان بوجود اومد رو هم فراموش کردم تمام فکر و ذهنم درگیر زلزله ای است که قرار است تهران را پایتخت کشورم را بلرزاند ، زلزله ای که هر از چندگاهی بعد از زلزله های اقصی نقاط کشور چند روزی را نقل محافل می شود اما با گذشت اون چند روز باز روز از نو و روزی از نو، انگار همه چیز را فراموش می کنیم. با اینکه در شهری دور از تهران زندگی میکنم اما می دانم زلزله ای که اگر بیاید کل کشور را تا چندیدن سال متوجه خود خواهد کرد، حادثه ای که کل کشور را فلج خواهد کرد.
حادثه ی بزرگی که اصلا فکرش را نمی توانم بکنم نه کاری برای پیشگیری آن از دست من بر میاد، نه... کو گوش شنوا... تنها کاری که می توانم بکنم پناه بردن به خدا و وقوع نپیوستن اتفاقی طبیعی است که مثل چرخش زمین به دور خورشید مانند است و این چرخش و اتفاق نیز حتما خواهد افتاد ولی باز تنها کاری که میتوانم انجام دهم پناه بردن خدا و خواستن از خدا برای اتفاق نیفتادن این موضوع است،باز با خود تفکر می کنم آیا این کافی است؟ که جوابی برای این سوالم پیدا نمی کنم. این حادثه و حادثه های دیگر، مطمئن باشید هیچ گاه تا آدمی هست دست از آدمی نخواهد برداشت، اما نمی شود از گذشته پند گرفت و راهی برای جلوگیری یا کاهش خسارات از این حوادث بیاندیشیم؟
آیا توجیح های همیشگی میتواند مرهمی بر دردها باشد؟ باز با خودم فکر می کنم این بار فکری که توام با تفکری عمیق که... همه ما در برابر اعمال و رفتارمان ،آنچه که خدا برایمان داده و به دست آوردیم، آن مسئولیت هایی که به عهده ما گذاشته شده، مسئولیم. اگر در این دنیا هم از ما بازخواست نشود مطمئن باشیم در روز موعود پاسخگو خواهیم بود و آنجا دیگر پشیمانی سودی نخواهد داشت.